تبليغاتX
سعيد ستايش
 

نزديك به دو دهه از بازار طنز در سريالهاي سيما مي گذرد اما متاسفانه همان درد هميشگي يعني "فقر سوژه" همچنان بيداد ميكند. سوژه هاي تكراري و بدون هيچگونه هدفمندي براي مخاطب تكرار مكرري است كه هيچ كس هم به آن نمي پردازد و فقط  هدف نشاندن مخاطبان جلوي جعبه جادويي است بدون توجه به نيازهاي واقعي بينندگان.

 اما به چه قيمتي؟

يكي از اين كارگردانهاي بسيار ناموفق در عرصه طنز كسي نيست جز "رضا عطاران" كه با ارائه طنزهاي بسيار ضعيف و فاقد يك فيلمنامه مناسب همچنان پيشرو طنز "لورل و هاردي" است كه ساليان بسيار درازي است كه جاي هيچ خنده اي روي لبهاي مردم ندارد. طنزهاي كليشه اي كه در آن به مسائل بسيار كودكانه پرداخته مي شود و حركاتي مورد توجه كارگردان قرار ميگيرد كه باعث خنده هاي كودكان مي شود و بس.

طنز رفتاري با وجود طنز هاي قوي گفتاري كه توسط برخي هنرمندان ديگر به آن پرداخته شده جاي مناسبي ندارد و وجود حركاتي از قبيل " برخورد بازيگران با استكان چاي، افتادن وسيله اي از روي ميز، زمين خوردن آنها با گيركردن به كنار مبل و ..." آن چيزهايي است كه شايد در نظر اول جالب باشد اما در تكرارهاي بعدي باعث دهان كجي مخاطب خواهدشد.

اي كاش مراجعي و منابعي در سيما وجود داشت كه حتي براي نوشتن فيلمنامه طنز نظر كارشناسانه ميداد چه برسد به كارگرداني اين مقوله!!!

و چه درد آور است اينكه اين سبك كليشه اي و اعمال و رفتار واقعا بچه گانه صاحب جايگاهي در طنز سيما شده است فقط خدا كند پاي آن به وادي ادبيات وارد نشود.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعيد  |