از توي جعبه ي فال آدما ، قناري نوك ميزنه يه پاكتُ
دارم از پشت نگاه مخملي ش ، توي فالت مي بينم فلاكتُ
توي فالت مي بينم دربه دري
پرسه و مستي تو كوچه هاي شب
نمي بينه هيچ كس اين فلاكتُ
جز من و قناري و خداي شب
نمي تونه ، نميشه عوض كنه
طالع شوم تو رو حتي خدا
منم از خدا ميخوام جون بكَني
همينه عاقبت رنگ و ريا
يه روزي تموم ميشي ، جون ميكَني
لحظه ي غربت غمگين غروب
گوشه ي خرابه ي سياه شهر
بستر سرد تو خاكستر چوب
قصه ي خيانت كثيف تو
يه روزي تموم ميشه با مردنت
واس من خبر ميارن كه تو رو
به دَرَك ، ته جهنم بردنت
از توي جعبه ي فال مرده ها ، قناري نوك ميزنه يه پاكتُ
دارم ازحسرت چشماش مي خونم ، توي فالت عاقبت فلاكتُ
درميان چشم من
چون حلقه ي اشكي ز شوق
شاد وخندان
ناز و گريان
اينچنين معنا شدي
بي گمان از اوج وحشتهاي من
التيام دردهاي خفته را
قد كشيدي پا گرفتي
بي سبب در خود شكستي
تا شدي
من به چشم تو اگر زيبا شدم
در نگاه تو اگر معنا شدم
درميان چشم تو جايم نبود
من نميدانم چگونه؟
من نميدانم چرا ؟
من نميدانم دليل اينهمه آشفتگي
بس پريشانم از اين حيراني آرام بخش
از چه اينگونه چونان قوي سفيدي بي شكيب
در ميان بركه چشمان من
ناگهان زيبا شدي
ناگهان زيبا شدي
ناگهان زيبا شدي
تو اين روزا...
نگاه سرد و خاموشت ، چه غمگين و پريشونه
پراز شكوه ، پر از ناله ، پر از غصه شده خونه
صداي مهربون تو برام آرامشه اما
تو اين روزا سكوت تو دل من رو مي لرزونه
گلاي رازقي ديگه تو گلخونه نمي خندن
يكي داره تو باغ ما ، درختا رو مي خشكونه
تو اين دنياي پوشالي كه عشق و عاشقي سخته
نميدونم چرا قلب و شكستن اينقد آسونه
نگات سرده ، صدات غمگين ، هجوم گريه هات سنگين
مث بغضي كه تو حرفات ، نه مي ميره نه مي مونه
يه حسي ميگه تو قلبت ديگه جايي واسه من نيس
يه احساس عجيبي كه تو چشمات اين و مي خونه
زير اين سقف تنهايي ، تو تنهايي و من تنها
زير چتر گناهي كه گناهش عشق بارونه
گريه ي شبانه ...
شبانه گريه ميكني كنار لخته هاي شب
صداي آشناي تو صداي آشناي شب
كنار گريه ي خدا شبانه ضجه مي زند
حضور گريه هاي تو به خلوت خداي شب
در ازدحام بي رمق چه بيصدا مي شكند
هميشه مويه هاي تو سكوت بيصداي شب
چشم هميشه دربدر ، خيره شده به قفل در
اشك هميشه در سفر هميشه پا به پاي شب
مهابت نعره ي عشق از پس پرده ي جنون
به پرده چنگ ميزند شبانه همنواي شب
جدال مرگ و زندگي فرو نشسته در دلم
بختك مرگ بيصدا ، وحشت غم فزاي شب
مي گذرد شبانه ها ، زمزمه ي ترانه ها
در دل من نشانه ها ، شكسته در وراي شب